خرید بک لینک

درباره سایت

هیئت شهداي غواص (روضه الجواد(ع))شیراز

امکانات وب

در مجموعه هاي فرهنگي مديريتها بر اساس رفاقت ها و تعهدات است . تعهد بايد مدير رو وادار کنه که علم مديريت ياد بگيره .

هنر مديريت ذاتيه . خيلي ها اگه مدير بشن ، تخصص هاشون رو بر باد دادن .

پاترناليسم رو تحت عنوان پدر دلسوز معرفي مي کنيم .

1-  اين مدير اختيارات مشروع داره . يعني از بدنه جامعه يه اختياراتي بهش ميدن که کاملاً مشروعه ، اختيار نامشروع نداره . يعني نمي تونه ظلم کنه .

اختيارات مشروع از طرف بدنه جامعه پذيرفته شده است .

2-  ادراک

3-  سيستم تشويق و تنبيه

اين مثلث ، مديريت پدرانه رو تشکيل ميده .

 

نتيجه :

1-  رضايت شغلي رو براي نيروها ايجاد مي کنه . نيرو در کنار مديرِ پدر ، رضايت شغلي داره ، ولو حقوقش کمتر باشه .

2-  امنيت شغلي داره . نيرو ميدونه که بدون دليل از مجموعه اخراج نميشه .

3-  بهره وري نيرويي که رضايت شغلي و امنيت شغلي داره ، بالا مي ره .

4-  وقتي يه مجموعه رضايت شغلي + امنيت شغلي + برنامه ريزي براي آينده دارن ، ارباب رجوع هم احساس رضايتمندي و شادابي مي کنن و در نتيجه مشتري مجموعه بيشتر مي شه .

5-  در اين نوع سيستم به انسان بهره الهي مي رسه .

 

گزينه ها :

1-  اختيارات : يه قانوني داريم که نبايد فراتر از اين قانون عمل کنيم .

ـ اختيارات بايد کاملاً براي زيردست ها جا بيفته .

ـ بايد بدونيد که مديريت يک هنره و اگر ذاتاً اين هنر رو نداره بايد بکشه کنار تا بتونه توان اصليش رو کشف کنه .

ـ مدير بايد به جامعه شناسي و روانشناسي و علوم تربيتي آشنا باشه .

( راجع به هر کدومشون مثلا 500 صفحه مطلب مفید و مربوط به مدیریت خونده باشه . )

 

دقت در اينکه سيستم مشارکت در اين نوع مديريت قراره کجا بره ؟!

چون بلد نيستيم مردم رو به مشارکت بگيريم ، مديريت پدرانه مون به مديريت استبدادي تبديل مي شه . مي گه هميني که هست .

" هميني که هست " خونه آخره . این نقطه ایست که مدیریت پدرانه تبدیل به مدیریت خودکامه میشود .

 

در مديريت پدرانه براي تصميم گيريهامون ، بحث خط دهي رو داريم . نيرو رو پرورش و خط بديم تا خودش برسه به نقطه و مسيري که داريم . یعنی ایجاد انگیزه و رساندن نیرو ها به نقطه تحریک و قیام .

اگر بحران پيش بياد ، مي تونه بگه " اگه من مديرم هميني که هست " ، وگرنه در موارد عادي هرگز .

در مديريت عادي سيستم رسيدن به نقطه تصميم گيري ، مشارکتيه . يعني نيرو خودش به اون نقطه برسه .

براي تصميمامون زمان بذاريم . شب نخوابيم ، صبح پاشيم تصميم گرفته باشيم .

 

ارتباط با زير دستان :

1-  خيرخواهي : خيرشون رو بخواهيد . رشد شان و ترقی شان .

2-  برادر و خواهري که زيردست تونه ، عين برادر و خواهر خودتون باشن .

از نظر ديني هم اجازه نداري بهشون بتوپي . اندازه اي که با خواهر و همسرت مي توپي ، بتوپ .

3-  رفع مشکل کارمندان تا حد قانون و عرف نه تا حد بالا . یعنی : بنده مدير تو هستم ، خانواده تو نيستم ، مسئوليتي که نسبت به تو دارم ، اندازه مديريتمه . توقعش نبايد بالا بره ، بگيد تا اين حد نوکر شما هستم ، ولي بعضي چيزها جزء وظيفه من نيست . بعضي وقتها بخاطر علاقه ، يه قانون بد رو جا ميندازيم و بعد خودمون توي دردسر ميفتيم . 

قانون مديريت اينه که تا يه حدي بري جلو که بتوني جمعش کني .

4-  مدير بايد امين نيروهاش باشه .

بايد خيالش راحت باشه که اگه باهات دعوا کرد و آتويي ازش گرفتي ، فقط توي ذهنت تو مي مونه ، منتقل نمي شه .

5-  مدير بايد با نيروهاش صادقانه برخورد کنه .

هنر پرهيز از راهکارهاي سياسي در مديريت فرهنگي .

ميخواد تشويق و تنبيه کنه ، حساسيت ايجاد مي کنه، چون سيستم تشويق و تنبيه بلد نيست. آکادميکي ياد گرفته ، روش فکر نکرده.

ما نبايد توقع داشته باشيم نيروهامون امين باشن ، ما بايد امين نيروهامون باشيم .

کلمه " بين خودمون بمونه " بي صداقتي است . شما بايد جوري مديريت کني که اگه يه روزي مديريتت رو بذارن کف ترازو ، از حرفهات خجالت نکشي .

اگه يه وقتي بي صداقتي يک مدير اثبات بشه ، اون روز ، روزِ افول اون مدير و زمين خوردنشه .

6-  پرهيز از راهکارهاي امنيتي

فضا رو امنيتي نکنيد که بچه ها از اينکه در اين محيط کار مي کنن بترسن .

امنيت فضا با مديره و کاملاً هم غير محسوس . اصلاً نبايد نيرو حس کنه که فضا امنيتيه و ممکنه در اين مکان تخليه اطلاعاتي بشه .

7-  هنر سکوت و تأمل

يه تصميمي مي خواي بگيري ، يه کم صبر کن ، همين الان نگو . فلان مشکل از نيروت ديدي برخورد نکن .

بين برخورد و ديدن مشکل حداقل 2 ساعت فاصله بذار . مچ نگير .

بين عمل و عکس العملت فاصله بده . عکس العمل با فاصله ، بهتر از عکس العمل بدون فاصله است .

بعضي وقتها ، سکوت ، بار عکس العملي داره . اگه مي خوايد مدير باشيد بايد هنر تأمل و سکوت رو ياد بگيريد .

يه ده درصدي مديريت بحران داريم که اونجا حتماً بايد عکس العمل فوري باشه ، ولي بعضي از مديران ما 24 ساعته توي مديريت بحران هستن !!!!؟

8-  مسائل مالي در مديريت کانون اصلاً اهم نيست ، کارآفريني است .

به جاي اينکه دنبال سود مالي باشي ، سعي کن مسائل مالي ايجاد کني که آدمهاي بيشتري بيان سر کار و نون بخورن و برن .

هدف ما از مسائل مالي ايجاد شادابي و رضايتمندي در مردمه . پولامون رو خدا از جاي ديگه مي رسونه ، اين پولها براي ما پول نمي شه .

ما توي يه مسيري هستيم که قراره خدا پولمون رو ضمانت کنه .

9-  رضايت مردم ، دعا کردن و کارآفريني بچه هامون

10-                   ارتباط با همکاران

يه نهادهاي همسو داريم که در يه جاهايي کمکمون مي کنن .

11-                   سعي کنيم کار خودمون رو خودمون بچرخونيم و انجام بديم .

12-                   تعامل با مديران موازي : رقيب نيستيم ، رفيقيم . و به زيرمجموعه تون کاملاً تزريق کنيد .

بايد براي نيروهامون جا بيفته که اين و اون نداريم ، همه يکي هستيم . فرقي نمي کنيم .

ببينن که مديران ما با همديگه تعامل دارن .

احترام امام زاده به متوليشه . اگه احترام به مجموعه همسو و موازيت نذاري ، نيروها هم احترام نميذارن ، به جون هم مي افتن .

13-                   هنر تفکيک بين شخصيت حقيقي و حقوقي

مدير وقتي وارد محل کارش ميشه نبايد صورتش داد بزنه که مشکل داره . زندگيت مال خودته ، کارت مال خودته ، ناراحتي ات مال خودته . بايد مدير ، فعال و پدري دلسوز وارد کار بشه .

مديران موفق کساني هستن که مشکلات شخصي شون رو مستقيم و غيرمستقيم به نيروهاشون تزريق نمي کنن ، بعضيها ميان مستقيم درددل مي کنن .

14-                   هنر رزق : تو چند جلسه درباره رزق صحبت کردیم باون جا مراجعه کنین .

15-                   هنر ادراک :

اگه ما بتونيم کاملاً همديگه رو درک کنيم ، يه کار غير ممکن انجام داديم . درک کامل وجود نداره .

هنر مدير ، درست حدس زدن است . نمي تونيم کامل درک کنيم .

مدير بايد اينقدر ميزان درکش از نيروش بالا بره که بتونه بهترين حدس ها رو بزنه .

16-                   جايگاه منطقي تخلف و تحريف :

هر انساني يه نقاط ضعفي داره که براي اون يه جايگاه منطقي براي تخلف و تحريف قائليم .

مگه ما نسبت به خدامون و بالا دستمون بدون تخلف و تحريفيم که توقع داريم نيروهاي ما روزانه تخلف نداشته باشن .

براي هر نيرويي يه درصدي از تخلف کاملاً منطقي است . نيرويي خوبه که درصدش پايين تره .

يه نيرويي درصد تخلفش مي ره بالا تا به نقطه تنبيه مي رسه .

يه درصد منطقي براي تخلف جزء درکه . از اين درصد منطقي به بعد ، پاي تنبيه باز مي شه ، و اون درصد قابل گذشته .

ـ گرفتن باز خورد کار مدير که در اصطلاح غربي بهش مي گن فيدبک .

ـ بحران و ناکامي

ـ آرامش دادن با راههاي انساني و ديني به جو کارمون .

توسل :

و مهمترين چيز براي استفاده از آرامش رو داريم ، اما قدر نمي دونيم : بيايد کنار نيروهاتون سينه بزنيد . اينقدر تأثير مثبت در نيروي  شما داره که حد نداره .

بسياري از مشکلات کساني که با من دارن ، وسط سينه زني حل مي شه .

ما امام حسين (ع) داريم . چرا از اين داستان استفاده نمي کنيد ؟

هيئت ، مرکزي است که پاترناليزم رو در سيستم جا ميندازه .

ما موظف به تظاهر براي امام حسين (ع) هستيم . موظفيم که نيروي ما گريه کردن و سينه زدن ما رو ببينه . پشت اين تظاهر دستوره . اگه نبينه اعتمادش از بين مي ره . 

 

 

کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

تلگرام :

@rahpouyancom

برچسب: نویسنده: مبین پورحسین تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 18:47

صفحه بندی